چرا امروزه دیگه چگالی لغات کلیدی اصلی وجود ندارد؟
در روزهای ابتدایی seo، چگالی لغات کلیدی یه جور ترسیم بیبروبرگرد بود که اگه قرار بود شما محتوا رو seo فرمائید، به طبعً بایستی بهش دقت میکردید. یعنی نسبتاً ممکن عدم وجود که شما فارغ از چگالی بالا بتونید سکوای توی گوگل سئو در مشهد بیارید.
ولی گوگل پس از مدتی بغرنجخیس شد و تمرکزش رفت روی طبیعی بودن محتوا. با این تمامی، آیا این یعنی امروزه دیگه لغات کلیدی اصلی نیستند؟ نه. لغت ها کلیدی مدام برای بهینه سازی اصلی بودهاند و مدام هم قراره باشند؛ به دلیل آنکه با غرض استفاده کننده (User Intent)، چگونگی محتوا و رابطه موضوعی کلی، ارتباط بدون خدمات سئو در مشهد واسطه دارا هستند.
البته چرا دیگه Keyword Density مضمون مهمی وجود ندارد؟
اولین انگیزه اینه که اکنون بافت و مسئله، به مراتب التفات بیشتری داراهستند. گوگل اکنون از الگوریتمهای توسعه یافتهتری به کارگیری میکنه تا بافت و رابطه موضوعی یه محتوا رو بفهمه. در واقع، بذارید اینجوری بگیم که امروزه گوگل روءیت کرد بازتری داره و تنها به لغت ها کلیدی نگاه نمیکنه.
دومین انگیزه اینه که اینک چگونگی نسبت به کمیت ارجحیت داره. گوگل کل چیزی که از شما میخواد اینه که برای استفاده کننده قیمت آماده نمائید. محتوای باکیفیت به سوالهای یوزرها جواب میده و داده ها مفیدی به استفاده کننده میده. براین اساس، این محتوا نسبت به محتوای بیارزشی که تنها با لغت ها کلیدی لبریز گردیده به مراتب سکو خیلی بالاتری میگیره در صفحه های کاوش.
سومین انگیزه اینه که مدام تجارب کاربری و احساسات مخاطبان در اولویته. موتورهای کاوش محتوایی رو در حق تقدم قرار میدن که تجارب کاربری بهتری برای مخاطبان رقم بزنه. یعنی چی؟ یعنی محتوایی که ریلکس خونده میشه، ساختارمند مندرج و بهره بیشتری هم داره. دراین باره میتونید نوشته ی علمی بهبود چگونگی محتوای وب لاگ رو بازرسی فرمائید.
چهارمین انگیزه، ریسک seo بیشتراز حده. تمرکز زیاد روی چگالی کلمه ها کلیدی سبب میشه شما seo بیشتراز حد یا این که همون Over-Optimization اعمال بدید. دراین حالت محتوای شما دیگه طبیعی به لحاظ نمیرسه و حتی ریسک جریمه شدن هم وجود خواهد داشت.
معیارهای جایگزین برای چگالی کلمه ها کلیدی
با نادررنگ شدن واحد سنجش چگالی کلمه و واژه کلیدی، معیارهای اصلی دیگهای می باشند که میتونند مکان اون رو برای ما بگیرند و بهمون بگن که آیا نرم افزار سئوی ما توفیق آمیز بوده یا این که خیر. آشنا شدن با این معیارها و نظارت کردنشون میتونه ادراک خیلی خوبه به ما بده از این که محتوای ما چقدر با الگوریتمهای نو و مهم موتور کاوش منطبق داره و چقدر به انتظارات استفاده کننده جواب میده.
بعضا از این معیارهای به اصطلاح جایگزین عبارتند از:
مقصود مخاطب یا این که User Intent: واحد سنجش مقصود مخاطب میگه که پشتِ جستجوی لغت ها کلیدی چه مقصود یا این که قصد یا این که سوالی وجود داره. در واقع ما با پژوهش مقصود استفاده کننده متوجه میشیم که چرا یه استفاده کننده از این واژه و کلمه خاص به کارگیری کرده و دقیقا براش محتوایی مینویسیم که بدین نیاز خاصش جواب بده. به عنوان مثال اگه کلمه و واژه کلیدی شما «شایسته ترین لپ تاپ پایین ۵۰ میلیون» باشه، محتوای شما می بایست یا این که در باب خریداری نمودن یا این که مقایسه و یا این که حیث دادن دربارهی لپ تاپ باشه؛ زیرا یک کدام از اینها مقصود کاربر شماست. شاید هم تمامیشون.
چگونگی محتوا و رابطه موضوعی: محتوای کیفیت خوب، بیشترِ مخاطبان رو مشغول خودش میکنه و سبب ساز میشه تا فرصت ماندگاری در ورقه بره بالا.
معیارهای سنجش تعامل: معیارهایی مثل مجال ماندگاری در ورقه، نرخ پریدن، تعداد بازدید صحفات در هر ورود و امثالهم طریقههای خیلی دقیقی از اینکه کالا تعامل کاربر با محتوای شما چقدره به شما خواهد بخشید. به عنوان مثال نرخ خروج تحت یعنی اینکه محتوای شما یه محتواییه که با نیاز کاربر رابطه بدون واسطه داره و کاربر توی شیت مونده تا اون رو بخونه.
معیارهای مرتبط با سکو در صفحه ها نتیجه ها: پژوهش اینکه آیا محتوای شما در لغات کلیدی مقصود گذاری گردیده درجه آورده یا این که خیر بسیار مهمه. درجه داشتن یعنی اینکه محتوای شما از دید موتور کاوش یه محتوای ارزشمنده و براین اساس، سئوی شما و استراتژی ساختوساز محتوا مؤثر واقع گردیده.
معیارهای بک پیوند و به اشتراک گذاشتن: اگه شما بک پیوندهای کیفیت خوب اخذ نمائید، گوگل شما رو مالک اتوریته و اعتبار قلمداد میکنه. همچنین اگه محتواهای شما در فضای مجازی دست به دست بشن و به اشتراک نهاده بشن، گشوده هم بدین معناست که محتوای شما یه محتواییه که کاربر باهاش رابطه برقرار میکنه و تعامل برانگیزه. در این باره هم میتونید نوشته ی علمی نحوههای ارتقا اشتراک گذاری مقالهها رو بخونید.
چطور لغات کلیدی را در مقالهها به شغل ببریم؟
ولی بعداز همگی این صحبتها، شاید مهمترین کاری که بایستی جاری ساختن بدیم اینه که توضیح بدیم که چطور عبارات کلیدی رو در مقالهها سایتمون به فعالیت بگیریم. چرا؟ زیرا تا اینجا سود گرفتیم زمینه مهم، واحد سنجش چگالی کلمه ها کلیدی وجود ندارد! موضوع تنها این وجود ندارد که شما یه کلمه و واژه رو چنددفعه به کارگیری می کنید! زمینه اینه که یه واژه کلیدی رو «چطور» توی محتوایی که تنظیم و ایجاد کردید، استعمال میکنید.
ما با فایدهگیری از نظرها نیل پتل، نخبه هندی seo و دیجیتال مارکتینگ توی این نوشتهی علمی، چندین راه و روش متعدد به شما سفارش می کنیم:
۱. مخاطبتون رو بشناسید و بفهمید
پیش از هر چیزی بایستی مخاطبتون رو ۰ تا ۱۰۰ بشناسید. مهمه که شما بدونید کاربر داره دنبال چی میگرده، چه سوالی توی سرشه و چه مشکلی داره که اومده حلش کنه. دونستن اینکه نیاز یا این که عشق استفاده کننده شما چیه، به شما یه سرمشق یا این که راهبرد معلوم میده عدد طبق اون، عبارات کلیدی رو گزینش فرمائید.
ولی شاید براتون پرسش باشه که چطور استفاده کننده رو بشناسیم؟ برای شناختن استفاده کننده میتونید از گوگل سرچ کنسول به کار گیری فرمایید و مشاهده کنید که کوئری مخاطبان شما چیه. بعداز پی بردن کوئری، شما میتونید به کارگیری موثرتری از عبارات کلیدی داشته باشید و فقط اونها رو رندوم توی متن مقالهها رها نکنید. همینطور سفارش میکنیم به طبع نوشتهی علمی آشنایی پرسونای کاربر رو تحقیق نمایید.
چرا امروزه دیگه چگالی لغات کلیدی اصلی وجود ندارد؟
در روزهای ابتدایی seo، چگالی لغات کلیدی یه جور ترسیم بیبروبرگرد بود که اگه قرار بود شما محتوا رو seo فرمائید، به طبعً بایستی بهش دقت میکردید. یعنی نسبتاً ممکن عدم وجود که شما فارغ از چگالی بالا بتونید سکوای توی گوگل سئو در مشهد بیارید.
ولی گوگل پس از مدتی بغرنجخیس شد و تمرکزش رفت روی طبیعی بودن محتوا. با این تمامی، آیا این یعنی امروزه دیگه لغات کلیدی اصلی نیستند؟ نه. لغت ها کلیدی مدام برای بهینه سازی اصلی بودهاند و مدام هم قراره باشند؛ به دلیل آنکه با غرض استفاده کننده (User Intent)، چگونگی محتوا و رابطه موضوعی کلی، ارتباط بدون خدمات سئو در مشهد واسطه دارا هستند.
البته چرا دیگه Keyword Density مضمون مهمی وجود ندارد؟
اولین انگیزه اینه که اکنون بافت و مسئله، به مراتب التفات بیشتری داراهستند. گوگل اکنون از الگوریتمهای توسعه یافتهتری به کارگیری میکنه تا بافت و رابطه موضوعی یه محتوا رو بفهمه. در واقع، بذارید اینجوری بگیم که امروزه گوگل روءیت کرد بازتری داره و تنها به لغت ها کلیدی نگاه نمیکنه.
دومین انگیزه اینه که اینک چگونگی نسبت به کمیت ارجحیت داره. گوگل کل چیزی که از شما میخواد اینه که برای استفاده کننده قیمت آماده نمائید. محتوای باکیفیت به سوالهای یوزرها جواب میده و داده ها مفیدی به استفاده کننده میده. براین اساس، این محتوا نسبت به محتوای بیارزشی که تنها با لغت ها کلیدی لبریز گردیده به مراتب سکو خیلی بالاتری میگیره در صفحه های کاوش.
سومین انگیزه اینه که مدام تجارب کاربری و احساسات مخاطبان در اولویته. موتورهای کاوش محتوایی رو در حق تقدم قرار میدن که تجارب کاربری بهتری برای مخاطبان رقم بزنه. یعنی چی؟ یعنی محتوایی که ریلکس خونده میشه، ساختارمند مندرج و بهره بیشتری هم داره. دراین باره میتونید نوشته ی علمی بهبود چگونگی محتوای وب لاگ رو بازرسی فرمائید.
چهارمین انگیزه، ریسک seo بیشتراز حده. تمرکز زیاد روی چگالی کلمه ها کلیدی سبب میشه شما seo بیشتراز حد یا این که همون Over-Optimization اعمال بدید. دراین حالت محتوای شما دیگه طبیعی به لحاظ نمیرسه و حتی ریسک جریمه شدن هم وجود خواهد داشت.
معیارهای جایگزین برای چگالی کلمه ها کلیدی
با نادررنگ شدن واحد سنجش چگالی کلمه و واژه کلیدی، معیارهای اصلی دیگهای می باشند که میتونند مکان اون رو برای ما بگیرند و بهمون بگن که آیا نرم افزار سئوی ما توفیق آمیز بوده یا این که خیر. آشنا شدن با این معیارها و نظارت کردنشون میتونه ادراک خیلی خوبه به ما بده از این که محتوای ما چقدر با الگوریتمهای نو و مهم موتور کاوش منطبق داره و چقدر به انتظارات استفاده کننده جواب میده.
بعضا از این معیارهای به اصطلاح جایگزین عبارتند از:
مقصود مخاطب یا این که User Intent: واحد سنجش مقصود مخاطب میگه که پشتِ جستجوی لغت ها کلیدی چه مقصود یا این که قصد یا این که سوالی وجود داره. در واقع ما با پژوهش مقصود استفاده کننده متوجه میشیم که چرا یه استفاده کننده از این واژه و کلمه خاص به کارگیری کرده و دقیقا براش محتوایی مینویسیم که بدین نیاز خاصش جواب بده. به عنوان مثال اگه کلمه و واژه کلیدی شما «شایسته ترین لپ تاپ پایین ۵۰ میلیون» باشه، محتوای شما می بایست یا این که در باب خریداری نمودن یا این که مقایسه و یا این که حیث دادن دربارهی لپ تاپ باشه؛ زیرا یک کدام از اینها مقصود کاربر شماست. شاید هم تمامیشون.
چگونگی محتوا و رابطه موضوعی: محتوای کیفیت خوب، بیشترِ مخاطبان رو مشغول خودش میکنه و سبب ساز میشه تا فرصت ماندگاری در ورقه بره بالا.
معیارهای سنجش تعامل: معیارهایی مثل مجال ماندگاری در ورقه، نرخ پریدن، تعداد بازدید صحفات در هر ورود و امثالهم طریقههای خیلی دقیقی از اینکه کالا تعامل کاربر با محتوای شما چقدره به شما خواهد بخشید. به عنوان مثال نرخ خروج تحت یعنی اینکه محتوای شما یه محتواییه که با نیاز کاربر رابطه بدون واسطه داره و کاربر توی شیت مونده تا اون رو بخونه.
معیارهای مرتبط با سکو در صفحه ها نتیجه ها: پژوهش اینکه آیا محتوای شما در لغات کلیدی مقصود گذاری گردیده درجه آورده یا این که خیر بسیار مهمه. درجه داشتن یعنی اینکه محتوای شما از دید موتور کاوش یه محتوای ارزشمنده و براین اساس، سئوی شما و استراتژی ساختوساز محتوا مؤثر واقع گردیده.
معیارهای بک پیوند و به اشتراک گذاشتن: اگه شما بک پیوندهای کیفیت خوب اخذ نمائید، گوگل شما رو مالک اتوریته و اعتبار قلمداد میکنه. همچنین اگه محتواهای شما در فضای مجازی دست به دست بشن و به اشتراک نهاده بشن، گشوده هم بدین معناست که محتوای شما یه محتواییه که کاربر باهاش رابطه برقرار میکنه و تعامل برانگیزه. در این باره هم میتونید نوشته ی علمی نحوههای ارتقا اشتراک گذاری مقالهها رو بخونید.
چطور لغات کلیدی را در مقالهها به شغل ببریم؟
ولی بعداز همگی این صحبتها، شاید مهمترین کاری که بایستی جاری ساختن بدیم اینه که توضیح بدیم که چطور عبارات کلیدی رو در مقالهها سایتمون به فعالیت بگیریم. چرا؟ زیرا تا اینجا سود گرفتیم زمینه مهم، واحد سنجش چگالی کلمه ها کلیدی وجود ندارد! موضوع تنها این وجود ندارد که شما یه کلمه و واژه رو چنددفعه به کارگیری می کنید! زمینه اینه که یه واژه کلیدی رو «چطور» توی محتوایی که تنظیم و ایجاد کردید، استعمال میکنید.
ما با فایدهگیری از نظرها نیل پتل، نخبه هندی seo و دیجیتال مارکتینگ توی این نوشتهی علمی، چندین راه و روش متعدد به شما سفارش می کنیم:
۱. مخاطبتون رو بشناسید و بفهمید
پیش از هر چیزی بایستی مخاطبتون رو ۰ تا ۱۰۰ بشناسید. مهمه که شما بدونید کاربر داره دنبال چی میگرده، چه سوالی توی سرشه و چه مشکلی داره که اومده حلش کنه. دونستن اینکه نیاز یا این که عشق استفاده کننده شما چیه، به شما یه سرمشق یا این که راهبرد معلوم میده عدد طبق اون، عبارات کلیدی رو گزینش فرمائید.
ولی شاید براتون پرسش باشه که چطور استفاده کننده رو بشناسیم؟ برای شناختن استفاده کننده میتونید از گوگل سرچ کنسول به کار گیری فرمایید و مشاهده کنید که کوئری مخاطبان شما چیه. بعداز پی بردن کوئری، شما میتونید به کارگیری موثرتری از عبارات کلیدی داشته باشید و فقط اونها رو رندوم توی متن مقالهها رها نکنید. همینطور سفارش میکنیم به طبع نوشتهی علمی آشنایی پرسونای کاربر رو تحقیق نمایید.

رعایت موردها بهینه سازی داخلی